محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى دهلوى

102

مجربات اكبرى ( فارسى )

كرنج درختى است كلان كه برگ او ببرگ لسو رط ه « 1 » و ليمون مىنمايند و پهل او همچو پهل انبلى مىباشد اما خردتر از آن . ديگر ؛ اسپند كه مىسوزند در روغن كنجد بسوزند پس در هاون بسايند تا روغن و اسپند همه يك ذات شود بر زانو ديگر موضع باد گرفته بمالند و بعضى اسپند را در روغن سرسون « 2 » مىسوزند و زقوم نيز داخل مىسازند درد شديد فرو بنشاند عضوها را كه باد گرفته باشد يا جهوله زده باشد سود دهد مجرب است ، ديگر ؛ وجع الورك و وجع الركبه را مجرب است ، ميطهى و اجواين و هالون و كلونجى « 3 » هر چهار برابر بگيرند و يك جا كنند و همچنان ثابت و حاجت بكوفتن نيست و صباح مقدار آنچه در سه انگشت در آيد يا كم و بيش به حسب طبع بخورند نفع زود بخشد . ديگر ؛ باد گرفته و معطل شده را مجرب است ، روغن السى روغن سرشف بيدانجير يعنى ؛ ارند روغن كنجد هر يك نيم پاؤ شيرهء دهتوره با برگ و بيخ و بار كوفته برابر جمله يعنى ؛ يك آثار بهم آميزند و بجوشانند به آتش نرم تا روغن بماند بر عضو ماوف بمالند سى صد كرت و بالاى او برگ دهتوره يا برگ آكهه با برگ ارند بربندند . ديگر كه عرق النسا يعنى ؛ رينگن باد را مجرب است ، زنجبيل ستوه يك پاؤ باريك كوفته ، بيخته ، بگيرند و يك توله ، سيماب در آن اندازند و بهم مالند چندانكه سيماب با زنجبيل يك ذات شود پس بدارند و قدرى از آن مىماليده باشند روزى دو سه دفعه .

--> ( 1 ) - لسو رط ه : سپستان . ( 2 ) - سرسون : اسم هندى خردل ابيض است . ( تحفه ) ( 3 ) - كلونجى به هندى شونيز است ، به فارسى سياهدانه ، ناهند .